بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

روزهای آخر سی و شش ماهگی

1393/3/4 17:46
نویسنده : مامان نسرین
484 بازدید
اشتراک گذاری

از  نمک و شیرینی بردیا:

یه شب داشتی حباب بازی میکردی که یه حباب کوچولو رفت تو چشمت!!!!  خدایااااا    مگه ساکت میشدی  طوری گریه میکردی که واقعا فکر میکردیم اتفاقی افتاده برای چشمت... بین گریه هات گفتی: نمیبینید داره از چشمم خون میاد!  و اینگونه بود که یه چسب زخم و یه صورت عمودی زدیم به چشمت و تموم دردها و سوزش ها و خون و خونریزی!! بند اومدخندونک

fv

کلمات غلط غولوطی که عاشقشونم...محبت

بستنی فالودگی       ماشین هسمایه شاسی بلنده!     شربت مخیتو(موهیتو)    

ازت پرسیدم این دیوار چه رنگیه؟؟؟  فکر کردی و فکر کردی و گفتی: پمادی!!!!   نه کرمه ای!!!

بهم میگی: این چه وضع آشپزخونه ست... تازه تمیز کرده بودیاااا...شاکی

موقع خداحافظی از جمعی یا جاییکه خیلی بهت خوش بگذره میگی: خدافظ ایشالله عروسیتون بشه!!!

روزی صد بارمیگی: پس کی تولدم میشه! میدونی از کی که من تولد نداشته بودم!

داریم از مجلس عروسی برمیگردیم... توی ماشین خسته و خواب آلو میگی: خیلی بد بود.. خانوما اصلا خوب نرقصیدن!!!خنده

سر شوخی رو با خاله باز کردی... بهش میگی  میزنمتا.... شدید... پشت دستتم گرفتی طرفش!!!

بهم میگی:  شدید  غذا خوردم تا زود بزرگ بشم....   یا....  انقدر شدید ناراحت نشو... داد نزن

منم شدییییید عاشقتم بردیا

داری میری طبقه پایین... بهم میگی: راه به راه  منو صدا نمیکنی که بیام بالا!!عینک

روز چهارم خرداد... با صدای سرفه و تب شدیدت از خواب بیدار شدم... بحثش بود که بریم دکتر... بهم میگی: بابا... دکتر نمیخواد که یه افینوفن بده بخورم... خوب میشم...تعجب

( ترکیبی از استامینوفن و بروفن)  یه داروی جدیده!

میگی دکتر صبور دکتر دوا و درمون منه!!!  تعجب

میگی: انقدر خوابیدم خسته ام...  میگی: انقدر کتاب خوندی فترم(فکرم) درد گرفت...بذار شام بخورم بزرگ بشم خودم تنهایی میخونم!خندونک

تمومی نداره....

نه حرفای خوشمزت

نه عشق من به تو...

بردیا

      کارناوال گل ...

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

مامان یاسمین زهرا
13 خرداد 93 13:52
ای قربون حرف زدنت عزیزممممممممممممممممممممممم
مامان زهرا
14 خرداد 93 16:43
عزیزم الهی چه چسبه هم با لباسش سته
مامی نسیم (✿◠‿◠)
16 خرداد 93 16:24
میخورمت آخر بخدا عسلم با اون چسب زخمت .چه با لباست هم ست شده
الهه
24 خرداد 93 15:04
عااااااالییبی
مامان نسرین
پاسخ
لطف دارین